einquirlen
هم زدن, مخلوط کردن (با همزن)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einquirlen)
چیزی را با همزن یا چنگال به مایعی اضافه کرده و کاملاً در آن حل یا مخلوط کردن.
- Sie quirlte das Mehl mit Wasser ein, bis keine Klumpen mehr da waren.او آرد را با آب مخلوط کرد تا گلولهای باقی نماند.
- Der Koch quirlte die Gewürze in die Suppe ein.آشپز ادویهها را در سوپ هم زد و مخلوط کرد.