quittieren
رسید دادن، تأیید کردن (دریافت چیزی)، پاسخ دادن (با عملی)
Beispiele
- Mit seiner Unterschrift ''quittierte'' er den Erhalt der vereinbarten Miete.او با امضای خود دریافت اجاره توافق شده را تأیید کرد.
- Seine naive Frage ''quittierte'' sie mit einem Lächeln.او به سوال سادهلوحانه او با لبخند پاسخ داد.
- Kommentare zu den Ereignissen auf der Straße ''quittierte'' sie mit Schweigen.او به نظرات درباره وقایع خیابان با سکوت پاسخ داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
رسید چیزی را دادن، دریافت چیزی را تایید کردن
- Bitte quittieren Sie den Empfang der Dokumente.لطفاً دریافت مدارک را تایید کنید.
- Er quittierte die Rechnung mit seiner Unterschrift.او فاکتور را با امضای خود تایید کرد.
2
Akkusativ
استعفا دادن، ترک کردن (خدمت یا شغل)
- Sie quittierte ihren Dienst nach 20 Jahren.او پس از ۲۰ سال از خدمت خود استعفا داد.
- Er hat seine Stelle fristlos quittiert.او شغل خود را بدون اطلاع قبلی ترک کرد.
3
Akkusativ
پاسخ دادن به یک حرکت یا گفته با یک حرکت یا گفته دیگر
- Er quittierte ihren Gruß mit einem Nicken.او با یک سر تکان دادن به سلام او پاسخ داد.
- Sie quittierte seine Bemerkung mit einem Lächeln.او با لبخندی به اظهارنظر او پاسخ داد.