quittieren

Aussprache: /kvɪˈtiːrən/
Wortzerlegung: quit·tie·ren
فعل

رسید دادن، تأیید کردن (دریافت چیزی)، پاسخ دادن (با عملی)

Beispiele

  • Mit seiner Unterschrift ''quittierte'' er den Erhalt der vereinbarten Miete.او با امضای خود دریافت اجاره توافق شده را تأیید کرد.
  • Seine naive Frage ''quittierte'' sie mit einem Lächeln.او به سوال ساده‌لوحانه او با لبخند پاسخ داد.
  • Kommentare zu den Ereignissen auf der Straße ''quittierte'' sie mit Schweigen.او به نظرات درباره وقایع خیابان با سکوت پاسخ داد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

رسید چیزی را دادن، دریافت چیزی را تایید کردن

  • Bitte quittieren Sie den Empfang der Dokumente.لطفاً دریافت مدارک را تایید کنید.
  • Er quittierte die Rechnung mit seiner Unterschrift.او فاکتور را با امضای خود تایید کرد.
2 Akkusativ

استعفا دادن، ترک کردن (خدمت یا شغل)

  • Sie quittierte ihren Dienst nach 20 Jahren.او پس از ۲۰ سال از خدمت خود استعفا داد.
  • Er hat seine Stelle fristlos quittiert.او شغل خود را بدون اطلاع قبلی ترک کرد.
3 Akkusativ

پاسخ دادن به یک حرکت یا گفته با یک حرکت یا گفته دیگر

  • Er quittierte ihren Gruß mit einem Nicken.او با یک سر تکان دادن به سلام او پاسخ داد.
  • Sie quittierte seine Bemerkung mit einem Lächeln.او با لبخندی به اظهارنظر او پاسخ داد.