Konjugierte Form
آزمون گرفتند، امتحان کردند
معانی و تعاریف quizzten:
- به چالش کشیدن یا آزمودن دانش، هوش یا مهارت کسی از طریق پرسیدن سوالات دشوار یا پیچیده.
- مورد پرسش قرار گرفتن یا تحت فشار سوالات مداوم بودن، اغلب به شکلی که باعث ناراحتی یا استیصال شود.
جملات نمونه برای quizzten:
Der Professor quizzte die Studenten über die neuesten Erkenntnisse in der Quantenphysik.
استاد دانشجویان را در مورد آخرین یافتههای فیزیک کوانتوم به چالش کشید (با پرسیدن سوال).
Sie quizzte ihn unaufhörlich über seine Pläne für die Zukunft.
او به طور مداوم او را در مورد برنامههایش برای آینده مورد پرسش قرار داد.
Nach dem Vorfall wurde er von den Ermittlern stundenlang gequizzt.
پس از حادثه، او ساعتها توسط بازرسان مورد پرسش قرار گرفت.