quoteln

Aussprache: /ˈkvoːtl̩n/
Wortzerlegung: quo·teln
فعل

سهم‌بندی کردن/تقسیم کردن بر اساس سهمیه

Beispiele

  • Da keine Partei vor Gericht gewann, wurden die Gebühren ''gequotelt.از آنجا که هیچ یک از طرفین در دادگاه پیروز نشدند، هزینه‌ها سهم‌بندی شدند.

Bedeutungen

1 transitiv

سهمیه بندی کردن، سهمیه تعیین کردن (مثلاً در سیاست، اقتصاد، رسانه)

  • Die Partei wollte die Sitze im Parlament quoteln.حزب می‌خواست کرسی‌های پارلمان را سهمیه بندی کند.
  • Man hat versucht, die Frauenquote in Führungspositionen zu quoteln.تلاش شد تا سهمیه زنان در پست‌های مدیریتی تعیین شود.