quoteln
سهمبندی کردن/تقسیم کردن بر اساس سهمیه
Beispiele
- Da keine Partei vor Gericht gewann, wurden die Gebühren ''gequotelt.از آنجا که هیچ یک از طرفین در دادگاه پیروز نشدند، هزینهها سهمبندی شدند.
Bedeutungen
1
transitiv
سهمیه بندی کردن، سهمیه تعیین کردن (مثلاً در سیاست، اقتصاد، رسانه)
- Die Partei wollte die Sitze im Parlament quoteln.حزب میخواست کرسیهای پارلمان را سهمیه بندی کند.
- Man hat versucht, die Frauenquote in Führungspositionen zu quoteln.تلاش شد تا سهمیه زنان در پستهای مدیریتی تعیین شود.