quotieren

Aussprache: /kvoˈtiːʁən/
Wortzerlegung: quo·tie·ren
فعل

قیمت‌گذاری کردن، نرخ دادن، سهمیه دادن

Beispiele

  • Es ist üblich, Währungen gegen den US-Dollar zu ''quotieren''.رایج است که ارزها در برابر دلار آمریکا قیمت‌گذاری شوند.
  • Die am Devisenmarkt tätigen Banken ''quotieren'' in erster Linie Kauf- und Verkaufskurse ihrer jeweiligen nationalen Währung gegen US-Dollar.بانک‌های فعال در بازار ارز خارجی در درجه اول نرخ‌های خرید و فروش ارز ملی خود را در برابر دلار آمریکا اعلام می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

سهمیه یا نسبت مشخصی برای چیزی تعیین کردن، سهمیه‌بندی کردن.

  • Die Importe werden von der Regierung quotiert.واردات توسط دولت سهمیه‌بندی می‌شود.
  • Man muss die Teilnehmer nach bestimmten Kriterien quotieren.باید شرکت‌کنندگان را بر اساس معیارهای خاصی سهمیه‌بندی کرد.
2 Akkusativ

قیمت یا نرخ چیزی را تعیین و اعلام کردن (در بورس یا بازارهای مالی).

  • Die Bank quotiert die aktuellen Wechselkurse.بانک نرخ‌های ارز فعلی را اعلام می‌کند.
  • Der Händler quotiert den Preis für die Rohstoffe.معامله‌گر قیمت مواد خام را اعلام می‌کند.