räderlos
بدون چرخ، چرخدار نبودن
Bedeutungen
1
فاقد چرخ بودن؛ چیزی که برای حرکت به چرخ نیاز دارد اما چرخ ندارد.
- Der alte Kinderwagen war leider schon räderlos.متأسفانه کالسکه قدیمی دیگر چرخ نداشت.
- Ohne Räder ist der Rollkoffer praktisch nutzlos.بدون چرخ، چمدان چرخدار عملاً بیفایده است.
- Das Spielzeugauto war zerbrochen und nun räderlos.ماشین اسباببازی شکسته بود و حالا چرخ نداشت.