räkeln

Aussprache: /ˈrɛːkl̩n/
Worttrennung: rä·keln
فعل

کش و قوس آمدن (املای صحیح‌تر)

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) (sich räkeln)

بدن خود را به آرامی و با لذت کش و قوس دادن، اغلب با حالتی از تنبلی یا راحتی زیاد، شبیه به rekeln.

  • Er räkelt sich im Bett, bevor er aufsteht.او قبل از برخاستن، در تخت خود را کش و قوس می‌دهد.
  • Nach dem Sport räkelte sie sich ausgiebig.او پس از ورزش، به طور مفصل بدنش را کش و قوس داد.