räkeln
کش و قوس آمدن (املای صحیحتر)
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) (sich räkeln)
بدن خود را به آرامی و با لذت کش و قوس دادن، اغلب با حالتی از تنبلی یا راحتی زیاد، شبیه به rekeln.
- Er räkelt sich im Bett, bevor er aufsteht.او قبل از برخاستن، در تخت خود را کش و قوس میدهد.
- Nach dem Sport räkelte sie sich ausgiebig.او پس از ورزش، به طور مفصل بدنش را کش و قوس داد.