räkeln

Aussprache: /ˈrɛːkl̩n/
Worttrennung: rä·keln
فعل

کش و قوس آمدن (املای صحیح‌تر)

Beispiele

  • Abla Fahita ''räkelt sich'' in einem dünnen Nachthemd auf ihrem Himmelbett, bis zwei gut gebaute Kerle im Bild auftauchen.عبله‌فاحته در یک لباس خواب نازک روی تخت خواب سایه‌بان‌دار خود کش و قوس می‌آید، تا اینکه دو مرد خوش‌سیکل در تصویر ظاهر می‌شوند.

Bedeutungen

1 sich (reflexiv)

بدن خود را به آرامی و با لذت کش و قوس دادن، اغلب با حالتی از تنبلی یا راحتی زیاد.

  • Er räkelte sich auf dem Sofa und las ein Buch.او روی مبل دراز کشیده بود و کتاب می‌خواند.
  • Die Löwin räkelte sich träge im Schatten.شیر ماده با تنبلی در سایه کش و قوس می‌آمد.