rändern

Aussprache: /ˈʁɛndɐn/
Worttrennung: rän·dern
فعل

لبه‌دار کردن، حاشیه‌دار کردن، مزین کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / sich

لبه‌های چیزی را فرسوده یا پاره‌پاره کردن؛ به صورت حاشیه تیره یا مشخص ظاهر شدن

  • Die alte Decke ränderte an den Ecken.پتوی قدیمی از گوشه‌ها ریش‌ریش شده بود.
  • Schlafmangel rändert die Augen.کمبود خواب زیر چشم‌ها را تیره می‌کند.