rändern
لبهدار کردن، حاشیهدار کردن، مزین کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / sich
لبههای چیزی را فرسوده یا پارهپاره کردن؛ به صورت حاشیه تیره یا مشخص ظاهر شدن
- Die alte Decke ränderte an den Ecken.پتوی قدیمی از گوشهها ریشریش شده بود.
- Schlafmangel rändert die Augen.کمبود خواب زیر چشمها را تیره میکند.