ringen
کشتی گرفتن، تقلا کردن، تلاش کردن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (Person)
کشتی گرفتن (به عنوان یک ورزش)
- Die beiden Athleten ringen um den Sieg in der Meisterschaft.دو ورزشکار برای پیروزی در مسابقات کشتی میگیرند.
- Er lernte als Kind, mit seinem Bruder zu ringen.او در کودکی یاد گرفت با برادرش کشتی بگیرد.
2
um + Akkusativ (Ziel) / mit + Dativ (Problem/Gefühl)
تقلا کردن، دست و پنجه نرم کردن، کشمکش کردن (با یک مشکل، تصمیم، احساس، یا برای رسیدن به چیزی)
- Sie rang mit sich selbst, ob sie die Wahrheit sagen sollte.او با خودش کشمکش میکرد که آیا باید حقیقت را بگوید یا نه.
- Der kranke Mann rang nach Luft.مرد بیمار برای نفس کشیدن تقلا میکرد.
3
um + Akkusativ (Ziel)
به دست آوردن با تلاش زیاد، به چنگ آوردن، کسب کردن (موفقیت، آزادی، یا چیزی ارزشمند)
- Die Mannschaft rang um den Ausgleich in den letzten Minuten.تیم در دقایق پایانی برای کسب تساوی تلاش کرد.
- Er hat lange um seine Freiheit gerungen.او مدت طولانی برای آزادی خود جنگید.