ausrinnen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʁɪnən/
Worttrennung: aus·rin·nen
فعل

بیرون ریختن، نشت کردن، سرازیر شدن (به آرامی)، تمام شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (oft mit aus + Dativ)

برای مایعات: از جایی نشت کردن یا بیرون ریختن به آرامی.

  • Das Wasser rinnt langsam aus dem undichten Rohr aus.آب به آرامی از لوله نشتی بیرون می‌ریزد.
  • Die Farbe rinnt aus dem Pinsel auf das Papier.رنگ از قلم‌مو روی کاغذ سرازیر می‌شود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به تدریج تمام شدن یا از دست رفتن (معمولاً برای زمان، انرژی یا صبر).

  • Mir rinnt die Zeit davon, ich muss mich beeilen.وقتم در حال تمام شدن است، باید عجله کنم.
  • Seine Geduld rann langsam aus.صبر او به آرامی رو به اتمام بود.