räsonieren
استدلال کردن، بحث کردن، غر زدن
Bedeutungen
1
über + Akkusativ (oder intransitiv)
استدلال کردن، بحث کردن، فلسفیدن (اغلب با لحنی انتقادی، گلایهآمیز یا طولانی)
- Er räsonierte lange über die politische Situation.او مدت طولانی درباره وضعیت سیاسی استدلال کرد.
- Sie hörte nicht auf, über ihre Probleme zu räsonieren.او از بحث کردن درباره مشکلاتش دست برنمیداشت.