rätschen
با صدای جغجغه صدا دادن (ساز)، گپ زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
صدایی شبیه جغجغه یا صدای خشن و متناوب تولید کردن.
- Die alte Maschine ratterte und rächte.ماشین قدیمی غرغر میکرد و صدای ناهنجار میداد.
- Das Holz rächte im Feuer.چوب در آتش صدای ترق و تروق میداد.
2
über + Akkusativ (über jemanden / etwas rätschen)
پچپچ کردن، غیبت کردن یا صحبتهای بیهوده و طولانی انجام دادن.
- Sie saßen stundenlang zusammen und rächten über alles Mögliche.آنها ساعتها با هم نشستند و درباره هر چیز ممکن گپ زدند.
- Hör auf, über andere Leute zu rätschen!بس کن، درباره دیگران غیبت نکن!