herumrätseln
حدس زدن، فکر کردن زیاد، حدس و گمان زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
مشغول شدن با یک سوال دشوار یا مشکل بدون رسیدن به پاسخ واضح.
- Wir rätseln schon seit Stunden über dieses Rätsel.ما از ساعتها پیش در مورد این معما حدس و گمان میزنیم.
- Er sitzt nur herum und rätselt, anstatt eine Lösung zu finden.او فقط مینشیند و فکر میکند، به جای یافتن راهحل.
2
über + Akkusativ (über jemanden / etwas herumrätseln)
درباره چیزی فکر کردن و تلاش برای یافتن راه حل یا توضیح، اغلب بدون موفقیت.
- Die Wissenschaftler rätseln noch über die genaue Ursache der Krankheit.دانشمندان هنوز در مورد علت دقیق بیماری در حال حدس و گمان هستند.
- Sie hat lange über dem Problem herumgerätselt.او مدت طولانی در مورد مشکل فکر کرده و حدس زده است.