abraten
منع کردن، منصرف کردن
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + von + Dativ (Sache/Handlung)
به کسی توصیه کردن که کاری را انجام ندهد یا از چیزی پرهیز کند.
- Ich rate dir von diesem riskanten Geschäft ab.من به تو توصیه میکنم که این معامله پرخطر را انجام ندهی.
- Der Arzt riet dem Patienten von schweren körperlichen Anstrengungen ab.پزشک به بیمار توصیه کرد از فعالیتهای بدنی سنگین پرهیز کند.