reinräumen
مرتب کردن، جا دادن، تمیز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas reinräumen)
چیزی را به داخل یک مکان آوردن یا منتقل کردن (معمولاً به صورت محاورهای و کوتاهشده از hereinräumen).
- Räum die Einkäufe bitte rein.لطفاً خریدها را به داخل بیاور.
- Sie räumte die Blumen vom Balkon rein.او گلها را از بالکن به داخل آورد.
2
Akkusativ (etwas reinräumen)
چیزی را به داخل یک فضای بسته (مانند کمد یا قفسه) قرار دادن (معمولاً به صورت محاورهای).
- Er räumte die Bücher ins Regal rein.او کتابها را در قفسه گذاشت.
- Bitte räumen Sie die schmutzigen Teller in die Spülmaschine rein.لطفاً بشقابهای کثیف را در ماشین ظرفشویی بگذارید.