abräumen
جمع کردن، پاک کردن (میز)؛ (بولینگ) همه پینها را انداختن؛ بردن (جایزه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abräumen)
ظروف کثیف، باقیمانده غذا و غیره را از روی میز پس از صرف غذا جمع کردن.
- Nach dem Essen räumte sie den Tisch ab.او پس از غذا، میز را جمع کرد.
- Der Kellner kam, um die Teller abzuräumen.پیشخدمت آمد تا بشقابها را جمع کند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abräumen)
چیزی را از یک مکان برداشتن، پاک کردن یا مرتب کردن.
- Bitte räumen Sie die Bücher aus dem Regal ab.لطفاً کتابها را از قفسه بردارید.
- Die Kinder halfen, das Spielzeug abzuräumen.بچهها در جمع کردن اسباببازیها کمک کردند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas abräumen)
در بازی بولینگ، تمام پینها را با یک توپ انداختن.
- Er hat im ersten Versuch alle zehn Pins abgeräumt.او در تلاش اول همه ده پین را انداخت.
- Mit einem geschickten Wurf konnte sie den Ball abräumen.او توانست با یک پرتاب ماهرانه همه پینها را بیندازد.
4
Akkusativ (jemanden / etwas abräumen)
به صورت مجازی، برنده شدن در یک مسابقه، رقابت یا جایزه؛ همه جوایز را بردن.
- Die junge Sängerin hat bei dem Wettbewerb alle Preise abgeräumt.خواننده جوان در مسابقه تمام جوایز را برد.
- Unser Team hat das Turnier haushoch abgeräumt.تیم ما مسابقات را با اختلاف زیاد برد.