zusammenräumen
مرتب کردن، جمع کردن (وسایل)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zusammenräumen)
مرتب کردن و جمع و جور کردن یک اتاق، میز یا مکانی که نامرتب است.
- Bitte räume dein Zimmer auf, bevor die Gäste kommen.لطفاً قبل از آمدن مهمانان اتاقت را مرتب کن.
- Nach dem Essen räumte er den Tisch zusammen.او پس از غذا، میز را جمع و جور کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
مرتب کردن و جمع و جور کردن به صورت کلی، بدون ذکر مفعول مشخص.
- Nach der Party müssen wir noch aufräumen.بعد از مهمانی ما هنوز باید مرتب کنیم.
- Es ist Zeit, die Werkstatt zusammenzuräumen.وقت آن است که کارگاه را مرتب کنیم.