räumen
خالی کردن، مرتب کردن، جمع کردن، تخلیه کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) räumen
چیزی را از اشیاء یا محتویات خالی کردن، مرتب کردن یا پاک کردن.
- Wir müssen das alte Lagerhaus räumen.ما باید انبار قدیمی را خالی کنیم.
- Bitte räumen Sie Ihren Schreibtisch auf.لطفاً میز کار خود را مرتب کنید.
2
einen Platz (Akkusativ) räumen
مکانی را ترک کردن، تخلیه کردن یا خالی گذاشتن (معمولاً به دستور یا اجبار).
- Die Polizei forderte die Demonstranten auf, den Platz zu räumen.پلیس از تظاهرکنندگان خواست که میدان را تخلیه کنند.
- Nach dem Konzert mussten die Besucher das Stadion räumen.پس از کنسرت، تماشاگران مجبور شدند استادیوم را ترک کنند.