einräumen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌʁɔɪ̯mən/
Worttrennung: ein·räu·men
فعل

چیدن، مرتب کردن، پذیرفتن، اعتراف کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas einräumen)

قرار دادن چیزی در جای خود، مرتب کردن یا چیدن وسایل (مانند خریدها، ظروف در کابینت).

  • Kannst du bitte die Einkäufe in die Küche einräumen?می‌توانی لطفاً خریدها را در آشپزخانه بچینی؟
  • Sie räumte die schmutzigen Teller in die Spülmaschine ein.او ظرف‌های کثیف را در ماشین ظرفشویی چید.
2 Akkusativ (dass-Satz)

پذیرفتن، قبول کردن یا اعتراف کردن به چیزی (مانند یک حق، یک اشتباه، یا یک واقعیت).

  • Er räumte ein, dass er einen Fehler gemacht hatte.او اعتراف کرد که اشتباهی مرتکب شده بود.
  • Sie musste einräumen, dass die Kritik berechtigt war.او مجبور بود بپذیرد که انتقاد وارد بود.
3 Dativ + Akkusativ

دادن یا واگذار کردن حقی، امکانی یا فضایی به کسی.

  • Das Gesetz räumt den Bürgern bestimmte Rechte ein.قانون حقوق مشخصی را به شهروندان اعطا می‌کند.
  • Der Vermieter räumte dem Mieter eine Frist von zwei Wochen ein.صاحبخانه به مستاجر دو هفته مهلت داد.