ausröcheln

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʁœçl̩n/
Worttrennung: aus·rö·cheln
فعل

مردن، جان دادن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با صدای خرخر نفس کشیدن، به ویژه در لحظات پایانی زندگی یا در حال مرگ؛ جان دادن (اصطلاح عامیانه و تا حدی زشت).

  • Der alte Mann lag im Bett und röchelte nur noch aus.پیرمرد در تخت دراز کشیده بود و فقط نفس‌های آخر را می‌کشید.
  • Manche Tiere röcheln, bevor sie sterben.بعضی حیوانات قبل از مردن خرخر می‌کنند.