rödeln
سخت کار کردن، تقلا کردن، وول خوردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با عجله و تلاش زیاد کار کردن، تقلا کردن (عامیانه)
- Wir müssen bis morgen früh rödeln, um fertig zu werden.ما باید تا صبح فردا سخت کار کنیم تا تمام کنیم.
- Er hat den ganzen Tag gerödelt, um das Projekt abzuschließen.او تمام روز تقلا کرد تا پروژه را به پایان برساند.