röhrig

Aussprache: /ˈʁøːʁɪç/
Worttrennung: röh·rig
صفت

لوله‌ای، لوله‌مانند

Bedeutungen

1

دارای شکل یا ساختاری شبیه به لوله، استوانه‌ای و توخالی.

  • Die Pflanze hatte röhrige Blätter, die Wasser sammelten.گیاه برگ‌های لوله‌ای داشت که آب را جمع می‌کردند.
  • Der Tunnel war lang und röhrig.تونل بلند و لوله‌ای بود.
  • Die röhrige Struktur des Knochens ist typisch für Vögel.ساختار لوله‌ای استخوان برای پرندگان معمول است.