röhren
نعره زدن، با صدای بلند آواز خواندن یا گریه کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
صدای بلند و عمیق تولید کردن (مانند گوزن نر در فصل جفتگیری یا موتور)
- Der Hirsch röhrte im Wald.گوزن نر در جنگل نعره زد.
- Der Motor des alten Autos röhrte laut.موتور ماشین قدیمی با صدای بلند غرش کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
با صدای بلند و خشن فریاد زدن (مانند انسان)
- Er röhrte vor Schmerz auf.او از درد فریاد کشید.
- Die Menge röhrte begeistert.جمعیت با هیجان فریاد زدند.