röhren

Aussprache: /ˈrøːrən/
Worttrennung: röh·ren
فعل

نعره زدن، با صدای بلند آواز خواندن یا گریه کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

صدای بلند و عمیق تولید کردن (مانند گوزن نر در فصل جفت‌گیری یا موتور)

  • Der Hirsch röhrte im Wald.گوزن نر در جنگل نعره زد.
  • Der Motor des alten Autos röhrte laut.موتور ماشین قدیمی با صدای بلند غرش کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

با صدای بلند و خشن فریاد زدن (مانند انسان)

  • Er röhrte vor Schmerz auf.او از درد فریاد کشید.
  • Die Menge röhrte begeistert.جمعیت با هیجان فریاد زدند.