röhren
نعره زدن، با صدای بلند آواز خواندن یا گریه کردن
Beispiele
- Hör endlich auf zu ''röhren!دیگر بس کن و گریه نکن!
- Dort steht sie mit der Wucht eines Naturereignisses und singt und ''röhrt'' und haucht und stöhnt – und reißt jeden vom Hocker.او آنجا با قدرت یک پدیده طبیعی میایستد و آواز میخواند و نعره میکشد و آه میکشد و ناله میکند - و همه را به وجد میآورد.
Bedeutungen
1
intransitiv
صدای بلند و عمیق تولید کردن (مانند گوزن نر در فصل جفتگیری یا موتور)
- Der Hirsch röhrte im Wald.گوزن در جنگل نعره میزد.
- Der Motor des alten Autos röhrte laut.موتور ماشین قدیمی با صدای بلندی غرش میکرد.
2
intransitiv
با صدای بلند و خشن فریاد زدن (مانند انسان)
- Er röhrte vor Lachen.او از خنده فریاد میزد.
- Die Menge röhrte Beifall.جمعیت با فریاد تشویق میکرد.