röhren

Aussprache: /ˈrøːrən/
Worttrennung: röh·ren
فعل

نعره زدن، با صدای بلند آواز خواندن یا گریه کردن

Beispiele

  • Hör endlich auf zu ''röhren!دیگر بس کن و گریه نکن!
  • Dort steht sie mit der Wucht eines Naturereignisses und singt und ''röhrt'' und haucht und stöhnt – und reißt jeden vom Hocker.او آنجا با قدرت یک پدیده طبیعی می‌ایستد و آواز می‌خواند و نعره می‌کشد و آه می‌کشد و ناله می‌کند - و همه را به وجد می‌آورد.

Bedeutungen

1 intransitiv

صدای بلند و عمیق تولید کردن (مانند گوزن نر در فصل جفت‌گیری یا موتور)

  • Der Hirsch röhrte im Wald.گوزن در جنگل نعره می‌زد.
  • Der Motor des alten Autos röhrte laut.موتور ماشین قدیمی با صدای بلندی غرش می‌کرد.
2 intransitiv

با صدای بلند و خشن فریاد زدن (مانند انسان)

  • Er röhrte vor Lachen.او از خنده فریاد می‌زد.
  • Die Menge röhrte Beifall.جمعیت با فریاد تشویق می‌کرد.