röntgen

Aussprache: /ˈrœntɡn̩/
Worttrennung: rönt·gen
فعل

اشعه ایکس گرفتن، عکسبرداری با اشعه ایکس

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas röntgen)

با استفاده از اشعه ایکس از چیزی عکس گرفتن یا آن را بررسی کردن؛ رادیوگرافی کردن.

  • Der Arzt muss deinen Arm röntgen, um den Bruch zu sehen.پزشک باید بازوی تو را عکسبرداری کند تا شکستگی را ببیند.
  • Die Lunge wurde geröntgt, um eine Entzündung auszuschließen.ریه‌ها عکسبرداری شدند تا التهاب رد شود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas röntgen)

با دقت زیاد و موشکافانه به چیزی یا کسی نگاه کردن، زیر و رو کردن (استعاری، عامیانه)

  • Sie röntgte ihn mit ihren Augen, als er den Raum betrat.وقتی وارد اتاق شد، با چشمانش او را زیر و رو کرد.
  • Der Lehrer röntgte die Antworten der Schüler auf Fehler.معلم پاسخ‌های دانش‌آموزان را برای یافتن اشتباهات به دقت بررسی کرد.