röntgen
اشعه ایکس گرفتن، عکسبرداری با اشعه ایکس
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas röntgen)
با استفاده از اشعه ایکس از چیزی عکس گرفتن یا آن را بررسی کردن؛ رادیوگرافی کردن.
- Der Arzt muss deinen Arm röntgen, um den Bruch zu sehen.پزشک باید بازوی تو را عکسبرداری کند تا شکستگی را ببیند.
- Die Lunge wurde geröntgt, um eine Entzündung auszuschließen.ریهها عکسبرداری شدند تا التهاب رد شود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas röntgen)
با دقت زیاد و موشکافانه به چیزی یا کسی نگاه کردن، زیر و رو کردن (استعاری، عامیانه)
- Sie röntgte ihn mit ihren Augen, als er den Raum betrat.وقتی وارد اتاق شد، با چشمانش او را زیر و رو کرد.
- Der Lehrer röntgte die Antworten der Schüler auf Fehler.معلم پاسخهای دانشآموزان را برای یافتن اشتباهات به دقت بررسی کرد.