röntgen
اشعه ایکس گرفتن، عکسبرداری با اشعه ایکس
Beispiele
- Wir sollten das gebrochene Bein zunächst einmal ''röntgen'' lassen.ابتدا باید بگذاریم پای شکسته مان را عکسبرداری (رادیوگرافی) کنند.
- Im Krankenhaus angekommen, ''röntgte'' man zunächst ihren Unterarm.به محض رسیدن به بیمارستان، ابتدا ساعد او را عکسبرداری کردند.
- Das Hochhaus gehört zum Ernst von Bergmann Klinikum, in dem Patienten liegen und operiert werden. In dem kleinen Gebäude nebenan wird ''geröntgt.این برج بلند بخشی از بیمارستان ارنست فون برگمان است که بیماران در آن بستری شده و عمل میشوند. در ساختمان کوچک کنار آن، رادیوگرافی انجام میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از اشعه ایکس از چیزی عکس گرفتن یا آن را بررسی کردن؛ رادیوگرافی کردن.
- Der Arzt hat mein Bein geröntgt.دکتر از پای من عکس رادیولوژی گرفت.
- Man kann Gepäck am Flughafen röntgen.میتوان چمدانها را در فرودگاه با اشعه ایکس بررسی کرد.
2
Akkusativ
(استعاری، عامیانه) با دقت زیاد و موشکافانه به چیزی یا کسی نگاه کردن، زیر و رو کردن.
- Sie röntgte ihn mit ihren Blicken.او با نگاههایش او را زیر و رو کرد.
- Der Detektiv röntgte den Raum nach Spuren.کارآگاه اتاق را برای یافتن سرنخها زیر و رو کرد.