das Röschen
غنچه گل رز، گلچه
Bedeutungen
1
غنچه کوچک گل رز قبل از باز شدن کامل.
- Das zarte Röschen öffnete sich langsam in der Morgensonne.غنچه لطیف گل رز به آرامی در آفتاب صبحگاهی باز شد.
- Ein kleines Röschen schmückte den Brautstrauß.یک غنچه کوچک دسته گل عروس را تزئین کرده بود.
- Manche Leute schneiden Rosen, wenn sie noch als Röschen sind.برخی افراد گل رز را زمانی که هنوز غنچه هستند، میچینند.
2
قسمت کوچک و گلمانند گل کلم یا بروکلی.
- Bitte schneide das Gemüse in kleine Röschen.لطفاً سبزیجات را به گلچههای کوچک تقسیم کن.
- Der Blumenkohl wurde in Röschen zerteilt und gedämpft.گل کلم به گلچهها تقسیم شد و بخارپز گردید.
- Ich mag Brokkoli am liebsten, wenn er als Röschen serviert wird.من بروکلی را زمانی که به صورت گلچه سرو میشود، بیشتر دوست دارم.