rösch
برشته، ترد، کراستدار
Bedeutungen
1
دارای پوسته یا سطح خارجی ترد و برشته، به خصوص در مورد غذاهایی مانند نان، گوشت یا سبزیجات که پخته شدهاند.
- Das Brot hat eine schöne, rösche Kruste.نان یک پوسته ترد و زیبا دارد.
- Die Hähnchenschenkel waren außen knusprig und rösch.رانهای مرغ از بیرون ترد و برشته بودند.
- Wir mögen geröstetes Gemüse, das schön rösch ist.ما سبزیجات برشته شده که ترد هستند را دوست داریم.