rösch

Aussprache: /ʁœʃ/
Worttrennung: rösch
صفت

برشته، ترد، کراست‌دار

Bedeutungen

1

دارای پوسته یا سطح خارجی ترد و برشته، به خصوص در مورد غذاهایی مانند نان، گوشت یا سبزیجات که پخته شده‌اند.

  • Das Brot hat eine schöne, rösche Kruste.نان یک پوسته ترد و زیبا دارد.
  • Die Hähnchenschenkel waren außen knusprig und rösch.ران‌های مرغ از بیرون ترد و برشته بودند.
  • Wir mögen geröstetes Gemüse, das schön rösch ist.ما سبزیجات برشته شده که ترد هستند را دوست داریم.