rösten

Aussprache: /ˈrœstn̩/
Worttrennung: rös·ten
فعل

برشته کردن، بو دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas rösten)

مواد غذایی (مانند نان، قهوه، آجیل) را با حرارت خشک برشته یا بو دادن.

  • Der Bäcker röstet die Kaffeebohnen, bis sie duften.نانوا دانه‌های قهوه را بو می‌دهد تا عطرآگین شوند.
  • Wir haben die Mandeln in der Pfanne geröstet.ما بادام‌ها را در ماهیتابه برشته کردیم.