rot
قرمز، سرخ
Bedeutungen
1
رنگ اصلی که در طیف نور مرئی در انتهای بلندترین طول موج قرار دارد؛ رنگ خون، آتش یا گل رز.
- Sie trägt ein rotes Kleid.او یک پیراهن قرمز پوشیده است.
- Die Ampel ist rot, wir müssen warten.چراغ راهنمایی قرمز است، باید صبر کنیم.
- Sein Gesicht wurde rot vor Scham.صورتش از خجالت قرمز شد.