rötlich
مایل به قرمز، سرخگون
Bedeutungen
1
دارای رنگی که کمی به قرمز متمایل است؛ سرخگون.
- Die Wolken am Abend hatten einen rötlichen Schimmer.ابرها در غروب درخششی سرخگون داشتند.
- Er hat eine leicht rötliche Hautfarbe.او رنگ پوستی کمی متمایل به قرمز دارد.
- Der Wein hatte eine rötliche Färbung.شراب رنگی متمایل به قرمز داشت.