rückbesinnen

Aussprache: /rʏkbəˈzɪnən/
Worttrennung: rü·ck·be·sin·nen
فعل

به یاد آوردن، مرور کردن، بازنگری کردن (به گذشته)

Bedeutungen

1 sich auf + Akkusativ

به یاد آوردن و تأمل کردن بر گذشته، خاطرات، ارزش‌های اصیل یا اصول اولیه، اغلب در مواجهه با تغییرات، چالش‌ها یا بحران‌ها.

  • In Zeiten des Umbruchs besinnt sich die Gesellschaft oft auf ihre Traditionen zurück.در دوران تحول، جامعه اغلب به سنت‌های خود بازنگری می‌کند.
  • Er musste sich auf seine ursprünglichen Ziele zurückbesinnen, um den Weg nicht zu verlieren.او مجبور بود به اهداف اولیه‌اش بازگردد تا مسیر را گم نکند.