rückbezüglich

Aussprache: /ˈrʏkbəˌtsyːklɪç/
Worttrennung: rü·ck·be·züg·lich
صفت

بازگشتی، عطف به ماسبق، (دستور زبان) انعکاسی

Bedeutungen

1

به چیزی در گذشته یا به خود اشاره کننده؛ عطف به ماسبق.

  • Die neue Regelung hat rückbezügliche Wirkung.قانون جدید اثر عطف به ماسبق دارد.
  • Diese rückbezügliche Analyse hilft, die Ursachen zu verstehen.این تحلیل بازگشتی به درک علل کمک می‌کند.
  • Die Entscheidung hatte rückbezügliche Konsequenzen für alle Beteiligten.این تصمیم پیامدهای بازگشتی برای همه طرف‌های درگیر داشت.
2

در دستور زبان: به ضمایر انعکاسی (reflexive pronouns) اشاره دارد که به فاعل جمله برمی‌گردند.

  • Das Wort 'sich' ist in diesem Satz ein rückbezügliches Pronomen.کلمه 'sich' در این جمله یک ضمیر انعکاسی است.
  • Der Lehrer erklärte die Verwendung von rückbezüglichen Verben.معلم استفاده از افعال انعکاسی را توضیح داد.
  • Im Deutschen gibt es viele Verben, die eine rückbezügliche Ergänzung erfordern.در زبان آلمانی افعال زیادی وجود دارند که به مفعول انعکاسی نیاز دارند.