rückblicken

Aussprache: /ˈrʏkˌblɪkn̩/
Wortzerlegung: rü·ck·bli·cken
فعل

به گذشته نگریستن، مرور کردن

Beispiele

  • Wenn Du dann am Ende Deines Lebens ''rückblickst'' auf so schöne, reiche Jahr', möge werden Dir das Eine klar: Jahre voller Wunder, nicht vergebens!وقتی در پایان عمرت به سال‌های زیبا و پربارت «نگاه می‌کنی»، امیدوارم این برایت روشن شود: سال‌هایی پر از شگفتی، نه بیهوده!

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

به گذشته نگاه کردن، چیزی را مرور کردن، تأمل کردن.

  • Er blickt gerne auf seine Kindheit zurück.او دوست دارد به دوران کودکی‌اش نگاه کند.
  • Wenn wir auf das letzte Jahr zurückblicken, sehen wir viele Erfolge.وقتی به سال گذشته نگاه می‌کنیم، موفقیت‌های زیادی می‌بینیم.
2 intransitiv

به عقب نگاه کردن، به گذشته نگریستن.

  • Manchmal muss man innehalten und einfach nur rückblicken.گاهی اوقات باید مکث کرد و فقط به گذشته نگاه کرد.
  • Nach so vielen Jahren kann er gelassen rückblicken.بعد از این همه سال، او می‌تواند با آرامش به گذشته نگاه کند.