rückdeuten
به گذشته اشاره کردن، به عقب برگشتن (در تحلیل یا تفسیر)
Beispiele
- Allerdings pflegt die herrschende Staatsrechtslehre das Recht nicht auf Gott, sondern auf den Staat ''rückzudeuten''.“ (1922)با این حال، دکترین غالب حقوق دولتی، حقوق را نه به خدا، بلکه به دولت «ارجاع میدهد».
Bedeutungen
1
Akkusativ
بازتفسیر کردن، دوباره تعبیر کردن، به گذشته برگرداندن (معنای چیزی)
- Er versuchte, die alten Texte neu zu rückdeuten.او سعی کرد متون قدیمی را دوباره تفسیر کند.
- Man kann seine Handlungen im Nachhinein anders rückdeuten.میتوان اعمال او را بعداً به گونهای دیگر بازتفسیر کرد.