zusammenrücken

Aussprache: /t͡suˈzamənˌrʏkn̩/
Worttrennung: zu·sam·men·rü·cken
فعل

نزدیک شدن، کنار هم قرار گرفتن، به هم نزدیک شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

نزدیک‌تر شدن یا فشرده‌تر شدن اشیاء یا افراد برای ایجاد فضای بیشتر یا نظم بخشیدن.

  • Die Stühle müssen etwas zusammenrücken, damit mehr Leute Platz haben.صندلی‌ها باید کمی به هم نزدیک شوند تا افراد بیشتری جا شوند.
  • Bitte rücken Sie die Möbel ein wenig zusammen.لطفاً مبلمان را کمی به هم نزدیک کنید.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به هم نزدیک شدن یا متحد شدن افراد، به ویژه در شرایط دشوار یا برای حمایت متقابل.

  • In der Krise rückten die Nachbarn enger zusammen.در بحران، همسایگان بیشتر به هم نزدیک شدند.
  • Die Familie rückte nach dem Verlust des Vaters noch mehr zusammen.خانواده پس از فقدان پدر، بیشتر به هم نزدیک شد.