rückerinnern
به یاد آوردن، مرور کردن خاطرات (فرم کمتر رایج مشابه zurückerinnern)
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) an + Akkusativ rückerinnern
خاطرات گذشته را مرور کردن و به یاد آوردن (غالباً به صورت انعکاسی همراه با حرف اضافه an)
- Sie erinnerte sich gern an ihre Kindheit zurück.او با علاقه دوران کودکی خود را به یاد میآورد.
- Er konnte sich nicht mehr an die genauen Details rückerinnern.او دیگر نمیتوانست جزئیات دقیق را به یاد آورد.
2
etwas (Akkusativ) rückerinnern
موضوع یا رویدادی را مستقیماً به خاطر آوردن (کاربرد نادر و متعدی)
- Der alte Mann konnte sich die Namen seiner Freunde kaum noch rückerinnern.پیرمرد به سختی میتوانست نام دوستانش را به یاد آورد.
- Versuche, dir die Ereignisse des letzten Jahres rückzuerinnern.سعی کن وقایع سال گذشته را به یاد آوری.