rückfällig
دوباره افتاده (به عادت بد یا بیماری)
Bedeutungen
1
کسی که پس از ترک یک عادت بد (مانند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل) یا بهبودی از یک بیماری، دوباره به آن مبتلا شده است.
- Nach einem Jahr Abstinenz wurde er rückfällig.پس از یک سال پرهیز، او دوباره به عادتش برگشت.
- Der Patient wurde leider rückfällig.متأسفانه بیمار دوباره بیمار شد.
- Sie kämpfte darum, nicht rückfällig zu werden.او تلاش میکرد که دوباره به عادتش برنگردد.