rückfällig

Aussprache: /ˈrʏkˌfɛlɪç/
Worttrennung: rü·ck·fäl·lig
صفت

دوباره افتاده (به عادت بد یا بیماری)

Bedeutungen

1

کسی که پس از ترک یک عادت بد (مانند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل) یا بهبودی از یک بیماری، دوباره به آن مبتلا شده است.

  • Nach einem Jahr Abstinenz wurde er rückfällig.پس از یک سال پرهیز، او دوباره به عادتش برگشت.
  • Der Patient wurde leider rückfällig.متأسفانه بیمار دوباره بیمار شد.
  • Sie kämpfte darum, nicht rückfällig zu werden.او تلاش می‌کرد که دوباره به عادتش برنگردد.