rückführen

Aussprache: /ˈrʏkˌfyːrən/
Worttrennung: rü·ck·füh·ren
فعل

بازگرداندن, عودت دادن, نسبت دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ + an/in + Akkusativ / zu + Dativ

کسی یا چیزی را به مبدأ، مکان قبلی یا وضعیت اولیه بازگرداندن.

  • Die Polizei führte den Flüchtling zurück in sein Heimatland.پلیس پناهنده را به کشورش بازگرداند.
  • Man muss die Daten zurückführen in die Datenbank.باید داده‌ها را به پایگاه داده بازگرداند.
2 Akkusativ + auf + Akkusativ

چیزی را به عنوان علت یا منشأ چیزی دیگر نسبت دادن؛ علت چیزی بودن.

  • Die Experten führen den Erfolg auf harte Arbeit zurück.کارشناسان موفقیت را به کار سخت نسبت می‌دهند.
  • Man kann diesen Anstieg der Preise auf die Inflation zurückführen.می‌توان این افزایش قیمت‌ها را به تورم نسبت داد.
3 Akkusativ (jemanden / etwas rückführen)

(اقتصادی) سرمایه، سود یا افراد را به کشور یا منطقه مبدأ بازگرداندن.

  • Das Unternehmen plant, Gewinne ins Ausland zurückzuführen.شرکت قصد دارد سود را به خارج از کشور بازگرداند.
  • Die Regierung versucht, ausländische Investitionen zurückzuführen.دولت تلاش می‌کند سرمایه‌گذاری‌های خارجی را بازگرداند.