rückdeuten

Aussprache: /ˈrʏkˌdɔɪ̯tn̩/
Worttrennung: rü·ck·deu·ten
فعل

به گذشته اشاره کردن, به عقب برگشتن (در تحلیل یا تفسیر), بازتفسیر کردن, دوباره تعبیر کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas rückdeuten)

چیزی را به گذشته یا ریشه‌های آن نسبت دادن یا تفسیر کردن؛ تحلیل کردن یک پدیده با ارجاع به وقایع یا دلایل گذشته.

  • Der Psychologe deutete das Verhalten des Kindes auf seine Kindheit rück.روانشناس رفتار کودک را به کودکی او نسبت داد.
  • Man kann viele aktuelle Probleme auf historische Ereignisse rückdeuten.می‌توان بسیاری از مشکلات فعلی را به رویدادهای تاریخی نسبت داد.