rückschwingen
به عقب تاب خوردن، تاب خوردن به عقب
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
چیزی که در حال نوسان است، به موقعیت اولیه یا به عقب تاب خوردن.
- Nach dem Schwung schwingt das Pendel langsam zurück.پس از تاب خوردن، آونگ به آرامی به عقب تاب میخورد.
- Die Tür schwingt nach dem Öffnen automatisch zurück.در پس از باز شدن به طور خودکار به عقب تاب میخورد.