rückwirken

Aussprache: /ˈrʏkˌvɪrkən/
Worttrennung: rü·ck·wir·ken
فعل

عطف به ماسبق شدن، اثر کردن بر گذشته، بازتاب داشتن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ / intransitiv

اثر یا نتیجه‌ای در گذشته داشتن؛ عطف به ماسبق شدن (به ویژه در مورد قوانین، تصمیمات یا رویدادها).

  • Das neue Gesetz wirkt auf alle Verträge zurück, die nach dem Stichtag geschlossen wurden.قانون جدید بر تمام قراردادهایی که پس از تاریخ مقرر منعقد شده‌اند، عطف به ماسبق می‌شود.
  • Die Entscheidung des Gerichts wirkte auf die gesamte Branche zurück.تصمیم دادگاه بر کل صنعت تأثیر گذاشت (اثر بازگشتی داشت).