rückgratlos

Aussprache: /ˈrʏkɡraːtˌloːs/
Worttrennung: rü·ck·grat·los
صفت

بی‌ستون فقرات، ترسو، چاپلوس، فرصت‌طلب، بی‌اصول

Bedeutungen

1

به معنای تحت‌اللفظی: فاقد ستون فقرات (در جانورشناسی).

  • Quallen sind wirbellose Tiere und somit rückgratlos.عروس‌های دریایی جانوران بی‌مهره هستند و بنابراین بی‌ستون فقراتند.
  • Die Klassifizierung von Tieren unterscheidet zwischen Wirbeltieren und rückgratlosen Lebewesen.طبقه‌بندی حیوانات بین مهره‌داران و موجودات بی‌ستون فقرات تمایز قائل می‌شود.
  • Der Biologe erklärte, dass Fische Wirbeltiere sind, während Insekten rückgratlos sind.زیست‌شناس توضیح داد که ماهی‌ها مهره‌دار هستند، در حالی که حشرات بی‌ستون فقراتند.
2

به معنای مجازی: فاقد اراده، اصول اخلاقی یا قاطعیت؛ ترسو، چاپلوس، فرصت‌طلب، مطیع و بی‌اراده.

  • Manche Leute werfen ihm vor, ein rückgratloser Politiker zu sein.برخی افراد او را سیاستمداری بی‌اصول می‌دانند.
  • Seine rückgratlose Haltung gegenüber dem Chef war offensichtlich.رفتار چاپلوسانه او در قبال رئیس آشکار بود.
  • Ein rückgratloser Mensch lässt sich leicht von anderen beeinflussen.یک فرد بی‌اراده به راحتی تحت تأثیر دیگران قرار می‌گیرد.