rückhallen
بازتابیدن (صدا), طنینانداز شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
صدا یا پژواک که بازمیگردد و طنینانداز میشود؛ انعکاس صدا.
- Seine Stimme hallte von den Wänden des Tals rück.صدایش از دیوارهای دره بازتابید.
- Das Lachen der Kinder hallte durch den Wald rück.خنده بچهها در جنگل طنینانداز شد.