rückhaltlos

Aussprache: /ˈʁʏkˌhaltloːs/
Worttrennung: rück·halt·los
صفت

بی‌قید و شرط، بی‌پروا، بدون هیچ محدودیتی

Bedeutungen

1

بدون هیچ گونه تردید، احتیاط یا محدودیتی؛ کاملاً و بدون قید و شرط.

  • Er unterstützte die Idee rückhaltlos.او بی‌قید و شرط از این ایده حمایت کرد.
  • Sie gab rückhaltlos Auskunft über den Vorfall.او بدون هیچ محدودیتی در مورد حادثه اطلاعات داد.
  • Der Trainer lobte die Mannschaft für ihren rückhaltlosen Einsatz.مربی از تلاش بی‌پروا (بدون هیچ محدودیتی) تیم تمجید کرد.