rücklassen
جا گذاشتن، پشت سر گذاشتن (فرم ادبی/قدیمی zurücklassen)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ادبی/قدیمی: چیزی یا کسی را پشت سر گذاشتن یا ترک کردن
- Sie mussten alle ihre Besitztümer auf der Flucht rücklassen.آنها مجبور شدند تمام داراییهایشان را هنگام فرار پشت سر بگذارند.
- Der Verstorbene hat eine tiefe Trauer rückgelassen.فرد متوفی اندوه عمیقی به جا گذاشته است.